مشخصات کتابشناختی مقاله

مشهدی نوش آبادی، محمد، جايگاه علي(ع) در فتوت نامه هاي قرون پنجم تا هشتم و گرايش هاي شيعي در تحفة الخوان، مجله شيعه شناسي، شماره37، بهار91

چكيده

اهل فتوت از جمله گروه هاي اجتماعي و آييني در گسترة تاريخ اسلام و ايران است كه بر اصول اخلاقي و جوانمردي در روابط انساني تأكيد دارد. اصول و قوانين اخلاقي و آيين هاي اهل فتوت در فتوت نامه ها كه نوشته شده است. همچنين در اين آثار تلاش شده است تا الگوها و اسوه هاي اخلاقي جوانمردان معرفي شود. مهمترين شخصيت محوري كه به عنوان الگو و اسوة فتوت معرفي مي شود علي بن ابيطالب(ع) است. در اين مقاله جايگاه امام در فتوت نامه مورد بررسي قرار گرفته و نشان داده شده است كه گر چه در فتوت نامة سلمي در سدة پنجم به جايگاه امام در فتوت اشاره نشده اما در فتوت نامه هاي سدة ششم به بعد، جايگاه امام محوري و انكار ناپذير است. با اين اوصاف در فتوت نامه هاي دورة ايلخاني به ويژه تحفه الاخوان كاشاني علاوه بر نقش محوري امام، عقايد شيعي كه در فتوت نامه هاي ديگر موضوعيتي ندارد به صراحت مطرح و زمينة ورود اينگونه اعتقادات در فتوت نامه هاي دوره هاي بعدي را فراهم شده است.

كليدواژه

فتوت، فتوت نامه ها، علي بن ابيطالب، تحفه الاخوان، عبدالرزاق كاشاني

فتوت و فتوت نامه

علی رغم پژوهش های متعددی که دربارة فتوت صورت گرفته است هنوز پرسش های بی پاسخ زیادی درباره منشأ این آیین، نوع ارتباط آن با مرام های صوفیانه، ملامتی، قلندری و عیاری و همچنین هویت چندگانه آن وجود دارد. بنابر این پژوهش درباره این مکتب دشوار و همیشه همراه باحزم واحتیاط است زیرا فتوت آیینی است که درطی تاریخ وبر حسب مقتضای احوال، اشکال گوناگون یافته(زرين كوب،1367 ، ص 349) و از این مفهوم پرلایة حیات معنوی و اجتماعی ایران هر لایه ای که برداشته شود،  پوسته ولایه ای دیگری آن را احاطه کرده است، ازاین رو هیچ کس نتوانسته است به طور کامل فتوت را مورد پژوهش قرار دهد.(شفيعي كدكني،1386، ص 158) فتوت آنچنان که کتاب های فتوت متجلی شده است نیزصورت ها ی چند گانه دارد. ازفتوت صوفیانه و مبتنی بر توّجه به خداوند و دقت بیش از حد در اخلاق رسول، صحابه و اولیاء دین که در«کتاب الفتوه» ابوعبدالرحمن سلمی به چشم می خورد،(سلمي،1372، جلد2) تا فتوت بی پروای عیاری سده­های چهارم تا ششم هجري هجری در بغداد که درآن هتک بسیاری از معیارهای اجتماعی و اخلاقی و دینی به گونه­ای آشکارحضور دارند.(شفيعي كدكني،1386، ص 157)

همچنان که فتوت تعدیل یافته و امتزاجی عهد ناصر خلیفه بغداد درسده ششم که کتاب الفتوت ابن معمار معرف آن است، نوعی چرخش ازفتوت ملامتی وصوفیانه سده سوّم و چهارم نیشابور به جانب اشرافی گری و جلوه نمایی قلمداد می شود.(عفيفي،1376، ص49- 48؛ جستجو درتصوف ایران، ص349 ؛ گولپينارلي،1379، ص10-12)

درسده هفتم تاهشتم هجری هم فتوت درسایه تصوف به حیات خود ادامه می دهد که درآن گرایش­های صوفیانه وعوامانه وآیینی اهل حرفه ها به چشم می خورد چنانکه درسفرنامه ابن بطوطه از دسته های صنفی فتوت درایران وآسیای صغیر یاد شده است.(ابن بطوطه،1361، جلد1، ص316-315) گرچه پیش از آن برای دو دستۀ پیشه وران و سپاهیان نوعی جوانمردی ویژه تعریف شده بود، اما در آن دوران هنوز فتيان در قالب ها و گروه های صنفی از هم تفکیک نشده بودند.(ابن اسكندر،1364، ص242)

در فتوت نامه هایی که دراین دوران تالیف شده است و مؤلفان آن صوفیه هستند نوعی فتوت آیینی به چشم می خورد که سعی فراوان دارد تا آنرا به سنت و سیره پیامبر و صحابه و به ویژه امام علی (ع)که ازدوره های قبل نیز به عنوان اصل و منشأ فتوت معرفی شده بود،(ابن معمار،1957، ص136،135، 298 و297) تطبیق دهد. از جملة آنها می توان به دو فتوت نامه از شیخ شهاب الدین عمرسهروردی، فتوت نامة منظوم مولانا ناصری، فتوت نامة نجم الدین زرکوب و «تحفةالاخوان فی خصایص الفتیان» عبدالرزاق کاشانی، رساله فتوتیه میرسید علی همدانی و همچنین فتوت نامه ای معروف به فتوت نامة عبدالعظیم خان قریب اشاره کرد. در واقع می توان گفت که این فتوت نامه ها به منزله ی دستورالعمل و سرمشق اخلاقی برای گروه های فتوت که در این دوران ظاهراً رنگ صنفی داشته اند تالیف شده و نشاندهندة وابستگی این گروه ها به تصوف است.

اما شاید آخرین تجلی اجتماعی فتوت که سخت تحت تأثیر عقاید شیعی و بعضا ًغالی است از سده نهم پدید آمده باشد که فتوت نامۀسلطانی حسین واعظ کاشفی بیانگر اینگونه فتوت است. فتوتی که به ویژه با اصناف خاصی که کارکرد شغلی آنها آیینی ونمایشی است در پیوند است.(كاشفي،1350، ص394-273)

اینگونه فتوت حتی تا اوایل قرن حاضر در عناوین نام های مختلف که آخرین آن درویشان عجم وابسته به سلسله خاکساری است حیات داشته و در طی دوران صفوی و قاجاری نقش مهمی درحیات دینی واجتماعی مردم ایران وآسیای صغیر ایفا کرده است که حاصل ادبی آن ده ها فتوت نامه است که جملگی از نوع فتوت مطرح شده در فتوت نامۀ سلطانی تأثیر پذیرفته اند.

امام علی و فتوت

در تاريخ و ادبيات تصوف آن امام علي بن ابي طالب(ع) جايگاه ويژه اي دارد، چنانكه تقريبا تمام سلاسل صوفيه نسبت خرقة خود را به امام مي رسانند. فتوت نيز كه برخاسته از فرهنگ اسلامي و ايراني است نسبت قابل ملاحظه اي با تصوف دارد و شايد بتوان آن را نوعي تصوف عاميانه و مردمي خواند كه در غالب گروه هاي خاص اجتماعي به ويژه گروه هاي صنفي در شهرهاي ايران، عراق و آسياي صغير شكل گرفته اند.

با نگاهي بر فتوت نامه هاي تاليف شده از سدة پنجم به بعد در مي يابيم كه امام علي در بين جوانمردان جايگاه ويژه اي داشته است. چنانكه رفته رفته منزلت امام در نزد جوانمردان افزايش چشمگير يافته و به ايشان به عنوان مقتدا و بنيانگذار و محور اين جريان معنوي و اجتماعي معرفي شده است. در این مقاله برآنیم جايگاه علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان رهبر و مقتدای اهل فتوترا مورد بررسي قرار داده و ضمن آن گرایش های شیعی که رفته رفته در فتوت نامه ها فزونی می گیرد را نشان دهیم.


كتاب الفتوت سلمي

سرآغاز اینگونه گرایش ها بیشتر در فتوت نامة ابن معمار و فتوت نامه های پس از آن به چشم می خورد. این در حالی است که در «کتاب الفتوت» صوفیانة ابوعبدالرحمن سلمی نه از امام علي به عنوان قطب فتيان ياد شده و نه در آن گرایش هاي شيعي وجود دارد. گويا برساختن شجره نامه براي فتوت و تأسي به امام علي به عنوان سيد و قطب فتوت به دنبال ابتذال فتوت عياري و به انگيزة معرفي الگويي اخلاقي و تعيين دستورالعمل براي جوانمردان بر مبناي فضايل اخلاقي و سنت ديني بوده است. آنچنانكه منابع تاريخي نشان مي دهد جوانمردان و عياران باني فتنه انگيزي و آشوب و جنايت فراواني در سده هاي سوم تا ششم بوده اند.

 بنابر اين در كتاب الفتوت سلمي كه نمايندة فتوت صوفيانه است به موضوع قطبيت و مرجعيت امام در فتوت اشاره نشده است. بلكه وی مانند دیگر علمای اهل سنت عصر خود در جايي منزلت امام علی را بدون برجستگی خاص در کنار دیگر خلفای راشدین آورده است. سلمي در «کتاب الملامتیه» وجوه برجسته اي كه بايد يك جوانمرد دارا باشد را به خلفاي چهارگانه و برخي از پيامبران منسوب داشته است، از جمله صفت علم که به امام علي منسوب كرده است. وي در این باره مي نويسد؛ يكي از صوفيه در پاسخ به سؤالی دربارۀ اينكه چه كسي شايستة مقام فتوت است، گفت: «آنكس كه داراي مقام اعتذار آدم و صلاح نوح و وفاي ابراهيم صدق اسماعيل و اخلاص موسي و صبر ايوب و بكاء داوود سخای محمد(ص) و رأفت ابوبكر و حميّت عمر و حياء عثمان و علم علي باشد،[اما] با اين همه خويشتن را و آنچه متعلق به اوست خوار و حقير بداند.»(سلمي، 1372،جلد2، ص408)

منشور خليفه و تلاش ديگر در جهت اسوه سازي براي فتوت

اما بر عکس در كنار فتوت صوفيانه، در فتوت عياري به منظور ساختن سابقه ممتد براي آيين فتوت تلاشهايي صورت گرفته است. چنانكه در نيمه قرن پنجم هجري ابن الرسولي ملقّب به «كاتب الفتيان»، فتوت را ميراث پيامبران و امامان مي شمارد و سابقه آنرا تا نوح و آدم به عقب مي برد تا با نگاه اسطوره اي خويش اين جريان را جرياني اصيل قلمداد كند. وي فتوت را ميراث پيامبران و امامان شمرده و بر آن است كه اين ميراث از آدم به شيث نبي رسيد. سپس به نوح انتقال يافته و از نوح به سام رسيد تا اينکه در حضرت ابراهيم خليل ظاهر شد. چنانکه در قرآن هم به مقام جايگاه وي به عنوان جوانمرد تصريح شده است. سپس اين ميراث پس از آنكه مدتي پنهان ماند در حضرت موسي آشكار شد و ايشان آنرا به هارون تفويض فرمود. پس از ايشان فتوت در حضرت عيسي ظاهر گشت و سرانجام به حضرت رسول اكرم(ص) رسيد.(مصطفي جواد، مقدمه،1957، ص39)

اما نيم قرن بعد به دنبال تلاش خلیفه ناصر براي جلوگيري از هرج و مرج ناشي از صف آرايي و خونريزي عياران، منشوري صادر شد كه اهل فتوت و عياران را ملزم به رعايت آن مي ساخت. اين منشور جديد كه سران احزاب جوانمرد آنرا امضاء كرده و متعهّد به رعايت اصول آن شدند، در كتاب «المناقب العباسيه» تأليف «علي بن الفرج بصري» آمده است. جالب اینکه قسمت اعظم اين منشور كه آنرا استاد مصطفي جواد در ضميمه كتاب الفتوه ابن معمار آورده است مربوط به علي بن ابي طالب (ع) است و در آن سعي شده است ضمن معرفي امام به عنوان مبدأ فتوت و پاسدار شريعت، اهل فتوت را به رعايت اصول شرعي و جلوگيري از قتل رعايت و تبعيت از خليفه الناصر ملزم كند.

در اين منشور نخست گفته شده است كه آنچه در آن تردید نيست اين است كه اصل فتوت و منبع و مطلع آن اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب است چنانکه تمام محاسن و آداب فتوت را از وي نقل مي كنند و تمام بيوت و قبايل فتيان خود را بدو منسوب مي دارند، برادري و جوانمردی را تقليد از برادري و برادرخواندگي آن حضرت با رسول اكرم(ص) مي دانند و آن حضرت با وجود كمال جوانمردي و داشتن برتري هاي بسيار حدود شرع را در هر حال و هر مرتبه رعايت مي کرد، مجازات مناسب در حق جنايتكاران از هر طبقه كه بودند اجرا مي فرمود و در اين كار فرمان برادري از خداي تعالي و اقامه  حدود وي و رعايت نظام شرع را در نظر داشت. ايشان اين گونه كارها را به طور علني و در برابر روي ياران پاك رسول به انجام مي رسانيد، هرگز شنيده نشده است كه كسي آن حضرت را در باب نحوۀ برپاداشتن حدود و اجراي مجازات هاي شرعي سرزنش كرده يا بر او طعنه زده باشد و اينكه اخلاق شريف و سجايايي كريم او شايستة آن است كه مورد تقليد و پيروي قرار گيرد.(همان، ص297-298؛ مقایسه شود با محجوب، مقدمه،1350، ص پنجاه و شش)

متن اين منشور نشان دهندۀ گرايش شيعي خليفه الناصر است امري که بازتاب آن در کتاب الفتوه ابن معمار هم ديده مي شود. حتي در كتاب «الحوادث الجامعه» نيز آمده است كه خليفه «المستنصر» كه حدود يك سال پس از ناصر به خلافت رسيد به يكي از سران فتوت مشورت برد که سراويل فتوت را در برابر مرقد مطهر امام علي(ع) بپوشد تا به نوعي اين كسوت را از حضرت دريافت داشته و با سندي عالي وبه پيري این طايفه برسد. پس از موافقت نقيب فتوت «جلال الدین بن عبدالله بن مختار»، خلیفه به سوی مشهد علي بن ابي طالب در نجف روي نهاد و در مقابل ضريح آن حضرت سراويل فتوت پوشيد(محجوب،1350، ص هفتاد و يك)

امام علي در كتاب الفتوه ابن معمار

در كتاب الفتوه ابن معمار كه زیر تأثير فتوت خليفه ناصر و اوضاع و احوال آن دوران نوشته شده است امام علي(ع) جايگاه اساسي دارد. در واقع اين كتاب اولين و قديمي ترين سندي است كه تلاش مي كند همانند سلسله هاي صوفيه براي فتوت نيز سلسله اي تنظيم كند كه از امام علي نشأت مي گيرد. امري كه به عنوان الگويي مورد استفاده ديگر نويسندگان فتوت نامه های پس از وي قرار گرفته است. چنانكه در فتوت نامۀ «نقّاش» كه اوايل سده هفتم تأليف شده نيز شجره نامه اي شبيه كتاب ابن معمار به چشم مي خورد.(نک؛ گولپینارلی،1379، ص 4و43 ،9 و138)

 ابن معمار در ابتدا حديثي از پيامبر نقل مي كند كه خطاب به امام علي گفت: «انت يا علي فتيٌ و ابن فتيٌ و اخو فتي» سپس به امام مي فرمايد: «ابوك ابراهيم اخوك انا و فتوتی من فتوت ابيك و فتوتك مني» ‌سپس به واقعه رشادت امام علي (ع) در جنگ اُحد و نداي هاتف غيبي دربارۀ امام كه ندا داد: «لافتي الا علي» اشاره مي كند.(ابن معمار،1957، 135و136)

وي در سلسلۀ سند فتوت، حضرت ابراهيم را به عنوان مبدأ فتوت مي خواند و وي را كه به شكستن بت ها اقدام كرد «ابوالفتيان» لقب مي دهد. در ادامه قائل است که فتوت ابراهيم به انبياء و سرانجام به حضرت محمد (ص)‌رسيد و از او به علي بن ابي طالب و از او فتوت به سلمان فارسي رسيد.(همان، ص140-143)

ابن معمار در ذكر سلسلۀ فتوت خليفه الناصر نيز وي را از طريق عبدالجبار بغدادي- كه از دست وي سراويل فتوت پوشيد - به سلمان فارسي و امام علي بن ابي طالب(ع) و پيامبر(ص) مي رساند.(همان، ص147)

سه شخصيت محوري پيامبر(ص )، امام علي(ع) و سلمان فارسي كه در كتاب ابن معمار به عنوان سرامدان فتوت در اسلام ياد شده اند، در فتوت نامه هاي بعدي نيز نقش محوري دارند. اين سه شخصيت در فتوت نامه هايي مانند فتوت نامه هاي فارسي و عربي عبدالرزاق كاشاني و فتوت نامة شمس الدين آملي و برخي فتوت نامه هاي دورة صفوي اسطوره ها و آيين هايي از جمله آيين نوشيدن آب و نمك يا شربت ورود به جرگه فتيان حول محور اين سه شخصيت شكل گرفته و رنگ شيعي اين فتوت نامه ها را کاملاً آشكار كرده است.

بخشي از حكايت هايي كه ابن معمار در اثر خود آورده است، مربوط به ايثار و فداكاري و شجاعت امام علي است.(همان، ص275و284-286) اين حكايات كم و بيش در فتوت نامه هاي بعد از آن طرح نیز شده است. بدین ترتیب حجم زیادی از محتوای این کتاب مربوط به امام علی است و گویا از همان آغاز فتوت عیاری در بغداد، امام علی به عنوان مقتدای و پیشوای معنوی فتیان مطرح و داستان های مربوط به جوانمردی وی سینه به سینه نقل مجالس آنان بوده است.

علي (ع) در فتوت نامة سهروردي

شايد بتوان نقطه تحوّل فتوت نامه ها دربارۀ جایگاه معنوی امام علي را در فتوت نامة شيخ شهاب الدين عمر سهروردي(متوفای632 ه) جستجو كرد. در واقع در اين فتوت نامه كه در حدود زمان تأليف كتاب الفتوه ابن معمار و يا كمي پس از آن نوشته شد براي اولين بار باورهاي صوفيانه دربارۀ امام علي(ع) كه در ارتباط با فتوت است، مطرح مي شود. امري كه در فتوت نامه هاي قبلي سابقه ندارد و شايد اين طليعه ورود امام علي به فتوت نامه هاي صوفيانه است كه از اين دوران با فتوت عياري گره خورده است. در اين فتوت نامه كه در آن گرايش هاي شديد شيعي هم به چشم مي خورد ابتدا بحث نسبتاً طولاني راجع به شخصيت شيث به عنوان كسي كه فتوت از آدم به او به ارث رسيد مطرح مي شود. در این باره مي توان گفت كه چنين طرحي از شيث بي مناسبت با تصوير عرفاني وي نزد صوفيه نيست.(سهروردی، «فتوت نامه اول»،1370، ص 91-93) بر اساس اين طرح فتوت از شيث به ابراهيم مي رسد و از او به اسماعيل، همچنانكه فتوت از اسماعيل صلب به صلب به عنوان ميراث به سيد كائنات و خلاصه موجودات محمد مصطفي (ع) رسيد كه از نسل اسماعيل بود. در اين دوره كمال فتوت كه پوشيده بود به اظهار رسيد.

وی دربارۀ فتوت امام علی می نویسد: «فتوت كه در خانه نبوت و يا ولايت سر بر مي آورد پس از سيد- عليه السلام-  به اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب - رضی الله عنه-  رسيد كه از نسل سيد بود ـ عليه السلام ـ و ابن عمه خواجه بود. سيد در حق امير المؤمنين علي چنين فرمود: «يا علي انت مني بمنزله هارون من موسي.»(همان، ص99 -100)

سهروردي مي افزايد كه اگر محمد (ص) خاتم پيامبران نبود نبوت بعد از وي به علي مي رسيد اما اگر علي نبي نبود ولي بود «همچنانكه از عهد نبوت تا نفخ صور هيچ كس به فتوت علي نبود و نباشد.» وي سپس ضمن نقل داستانی فتوت را ميراثي براي خاندان امام علي (ع) مي داند و تعبير جالبي نيز از حديث معروف «‌شهر علم» دارد كه رنگ عرفاني و همچنين شيعي در آن قابل ملاحظه است، مي نويسد: «در نقل چنين گفته اند كه روزي در خانۀ اميرالمؤمنين علي افطار نكرده بودند  به روايت ديگر هفت روز، از عالم غيب سه قرص جوين حق تعالي بفرستاد اميرالمؤمنين علي يكي به حسن داده و يكي به حسين و يكي را به دو پاره كرد نيم به فاطمه زهرا داد ـ رضی الله عنهما ـ و نيمي خواست كه بخورد، در حال درويشي بر در آمده اميرالمؤمنين علي ـ رضی الله عنه ـ نصيب خود را به درويش داد. فاطمه نيز موافقت كرد. حسن و حسين هم موافقت كردند كه از اولاد خاندان بودند و فتوت به آن خانه ميراث ماند. طريقت و فتوت از خاندان نبوت به علي مانده زيرا كه سيد ـ عليه السلام ـ شهرستان طريقت و شريعت و فتوت و كرامت و سخاوت و مروت بود و اميرالمؤمنين علي درِ شهرستان علم بود، و از آنجاست كه خواجه ـ عليه السلام ـ در حق او فرمود: «انا مدينة العلم و علي بابها» هر كه در شهرستان علم و عمل قدم نهاد گذر بر امير المؤمنين علي ـ ‌رضي الله عنه ـ كرد اول مقام خدمت علي يافت آنگه در شهرستان قدم نهاد.»(همان، ص100-101)

همچنين سهروري این رساله را با صلواتی به پايان مي برد كه در ادبيات آن دوره كمتر سابقه دارد، زيرا صلوات بر پيامبر در نزد اهل سنت يا منحصر به شخص ايشان است و يا اينكه در كنار صلوات بر پيامبر، به خاندان و صحابة او در کنار هم درود فرستاده مي شود اما در اين صلوات اشاره اي به صحابه نشده است؛«و صل الله علي محمد و آله اجمعين الطيبين و الطاهرين.»(همان، ص102)

از سهروردي رسالۀ ديگري نيز در فتوت در دست است كه تفصيل بيشتري دارد و نسبت به آداب و رسوم اهل فتوت كاربردي و علمگریانه تر است. سهروردي در اين رساله نيز جايگاه ويژه اي براي امام علي (ع) قائل است، اما جالب اين است كه بيشتر بر خصلت عفو و بخشایش و گذشت امام در برخود با گناه و لغزش حتي در مقام قضاوت تأكيد مي كند و حكايات متعددي در اين باره مي آورد كه در فتوت نامه ها امري بي سابقه و شايد در ادبیات دینی كم سابقه باشد. زیرا در آنها امام سعي مي كند تا از خطا و گناهانی مانند خون و قصاص و ديگر اتهامات گذشت كرده و طرفين و اولياء دم را به گذشت رهنمون كند.(سهروردی،«فتوت نامه دوم»،1370، ص106-109 و113- 115)  

در این رابطه طرح جالبي از حكايتي را نقل مي كند كه در ديگر فتوت نامه ها از جمله فتوت نامه های عبدالرزاق کاشانی و زركوب با تفاوت هایی بيان شده است. وي حكايت مي كند كه شخصی بر پيامبر وارد شد و ادعا كرد كه بيگانه اي را در خانه با زن خويش ديده است. پيامبر در ميان صحابه علي را فرستاد چون: «علي به علم از همه عالمتر بود و به فتوت از همه مشهورتر كه پيغامبر فرموده است: «لافتي الا علي لاسيف الا ذوالفقار» كه جزوي از فتوت ستاري است. لاجرم او را فرستاده تا او برود و باز آيد و گواهي به علم بدهد كه هم گواهي او راست باشد و هم گواهي آن كس[که بر پیامبر وارد شد] دروغ باشد و مقصود آن بود تا زنا پوشيده بماند زيرا كه [‌خدا] ستار العيوب و غفار الذنوب است. پس امير المؤمنين علي ـ‌كرم الله وجه ـ‌ برفت و بر در آن خانه، در بگشاد و اندرون رفت و ديده بر هم نهاد و گرد خانه بر آمد و همچنان چشم بر هم نهاده از خانه بدر آمد و به خدمت رسول آمد گفت: «والله مارايتُ في ذالك البيت احدا» گفت: «به خدا كه من هيچ كس در آن خانه نديدم.» راست گفت ديده بر هم نهاده بود لاجرم كس را نديد و بدين سبب است كه پيغامبر فرمود: «انا مدينه العلم علي بابها.»(همان، ص108-109)

در فتوت نامه هاي ديگر اين قصه با تفاوتهايي آمده است اما خواهيم ديد كه اين داستان در فتوت نامة عبدالرزاق كاشاني سرمنشأ آيين تشرّف فتوت يعني شرب آب و نمك براي اولين بار به امام علي(ع) منسوب شده است.(همان، ص112) در ادامه سهروردي ضمن اشاره به سلسله فتوت كه در فتوت نامة قبلي به تفصیل بيشتري آورده بود مي نويسد كه وقتي نبوت و فتوت به دوره پيامبر رسيد شريعت دين آشكار و آب چهار جوي شريعت و طريقت و حقيقت و معرفت در جهان روانه گشت اما در زمان امام علي اين چهار راه رونق گرفت و بر سر آن علمي بر افراشته شد.

علي (ع) در فتوت نامة ناصري

در فتوت نامة منظوم «ناصري» كه آنرا ناصرالدين خسرو مشهور به «مولانا ناصري» به سال 689 تصنيف كرده است نيز برجستگي امام علي(ع) در فتوت قابل ملاحظه است. وي نيز مانند بيشتر منابع پيشين فتوت نامۀ خود را با حديث «لافتي الا علي» پيامبر آغاز مي كند و علت اين امر را صفات عالي جوانمردي نزد امام علي(ع) مانند شجاعت، سخاوت و بخشايندگي مي داند.(ناصری،1379، ص158)

وي با اشاره به مراسم آب و نمك و شرب در فتوت، آب و نمك را مهريه آدم به حوا و آب شيرين را مهريه علي به فاطمه دانسته و شرب هر دو شربت را در فتوت جايز مي داند.(همان، ص174) اين نكته از آن جهت نيز قابل توجه است كه گروه هاي فتوت در دوره صفوي به جاي شرب آب و نمك به شرب شربت گلاب در آيين فتوت اشاره كرده اند.(چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، 1381، ص293)

وي نيز شلوار فتوت را وديعه اي مي داند كه از آدم به ابراهيم و از وي به آل هاشم و حضرت محمد رسيد و حضرت مصطفي آن را به علي شير خدا داد و از امام علي (ع) نيز شلوار فتوت به سلمان فارسي رسيد.

ناصر ضمن تقسيم فتوت به دو نوع سيفي و قولي، تصوف قولي را از آن كساني مي داند كه با شنيدن دعوت پيامبر بدون اجبار و يا ترس اسلام را پذيرفتند مانند ابوبكر و علي (ع). اما کسانی درفتوت سيفي هستند كه در کنار امام علي (ع) در راه اسلام شمشير بدست گرفتند و جنگيدند.(ناصری، 1379، ص173) بدين ترتيب مي بينيم كه دو گونه فتوت سيفي و قولي كه در فتوت نامة زركوب نيز آمده است با امام علي مرتبط است، امري كه در دوره هاي بعدي رنگ بارزتري به خود مي گيرد.

علي (ع) در  فتوت نامۀ قريب

1. نکاتی دربارۀ  فتوت نامۀ قریب

از فتوت نامه هاي مهمي كه مي توان آنرا به عنوان يكي از مآخذ اصلي فتوت نامه هاي دوره صفوي و حتي فتوت نامه هايي چون فتوت نامة نجم الدين زركوب(وفات712) به حساب آورد فتوت نامه ای است از نویسنده ای ناشناس و از این رو به نام مالک نسخه عبدالعظيم خان قريب شهرت یافته است.

پيش از پرداختن به ويژگي هاي اين رساله، ذکر چند نکته دربارۀ اين فتوت نامه مفید به نظر می رسد. آقاي مهران افشاري مصحح اين رساله بر آن است كه زمان تأليف رساله قبل از سده نهم و احتمالاً سده هشتم است و علت اصلي اين احتمال را ذكر رباعيی از شیخ اوحدي مراغه اي از شاعران قرن هشتم در اين فتوت نامة مي داند و مي نويسد: «نام نويسنده اين فتوت نامه بر ما معلوم نيست، اما ويژگي هاي زباني آن دلالت بر اين دارد كه فراتر از قرن نهم نوشته نشده است و فاقد خصوصيات نثر عهد صفوي است. نويسنده فتوت نامه در يك جا از «‌اوحدي» یاد كرده است و از اين رو پيشتر از قرن هشتم نيز نوشته نشده است.»(چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، 1379، ص49) اما در ادامه از كهنگي متن آن كه يادآور برخي ويژگيهاي سبك كهن خراساني است ابراز  تعجب كرده و بيان مي دارد كه «شايد نويسنده متون كهن را در اختيار داشته و عين عبارات و جملات آن ها را در فتوت نامه خود نقل كرده است.»(همان، ص51)

با اين اوصاف در ذيل رباعي داخل متن كه به شيخ اوحدي منسوب شده است مي نويسد: «رباعي مذكور در ذيل اشعار اوحدي مراغه اي تصحیح سعيد نفيسي ذكر نشده است. ديوان رباعيات شيخ اوحدالدين كرماني را هم جستجو كرديم و آن را در آنجا نيز نيافتيم.»(همان، ص92) بنابر اين تا صحّت انتساب اين رباعي به اوحدي معلوم نشده است ذکر این رباعي نمي تواند بر تأليف فتوت نامه در سدۀ هشتم دلالت کند و ممکن است از سدۀ هفتم باشد.

به جز كهنگي متن كه مورد توجه مصحّح نيز قرار گرفته و شواهدي از آن را در ديباچه آورده است،(همان، ص52-53) بايد نكات ديگري را نيز در اين باره مدنظر داشت. نكته اول اينكه به جز رباعي منسوب به اوحدي اشعاري از مولانا ، سعدي و اوحدالدين كرمانی نيز در متن آمده است که جملگي آنها در سده هفتم حيات داشته اند، در حالی که شعری از شاعران دورۀ بعد در آن مشاهده نمي كنيم.

نكته دوم اينكه گرچه بحث هاي مشتركي در اين فتوت نامه و فتوت نامة نجم الدين زركوب وجود دارد اما با توجه به دقت نظر نويسندة فتوت نامة قريب و تبحّر و توانايي وي در طرح مباحث تاريخي و مباحثی مانند فتوت سه گانه شربي، سيفي و قولي و همچنين اصالت و ابداع در طرح موضوعات مربوط به ريشه هاي فتوت، به نظر نمي رسد متأثر از نجم الدين زركوب بوده بلكه بر عكس مطالب نجم الدين زركوب به نوعي در بر دارنده خلاصه محتويات اين فتوت نامه است. اين نكاتي است كه مي تواند در تعيين تاریخ تألیف فتوت نامۀ قریب مورد توجه مورد توجه قرار گیرد. بنابر این تصور می شود که این فتوت نامه پیش از فتوت نامۀ نجم الدین زرکوب و در اواخر سدۀ هفتم نوشته شده است.

اين فتوت نامه در بيان عناصر فتوت و سابقه و نسبت آن با پيامبران و امام علي داراي سبك و سياق اصيل و ابداعي است چنانكه بيشتر عناصر فتوت مانند سراويل پوشاندن و شدّ بستن را طي رخدادهاي تاريخي بيان مي كند. گر چه برخي مواقع بيان وی خالی از بیان اسطوره ای نيست اما بستر آن حوادث تاريخي دوره پيامبر است. در واقع نوع ورود نويسنده به مباحث كه پايۀ اصلي حكايات آن در قالبي تاريخي و روايي بیان می شود، در شيوۀ فتوت نامه نويسي بي نظير است و هيچ شباهتي به فتوت نامه هاي ديگر ندارد.

نكته ديگري كه در باب اين فتوت نامه قابل ذكر است تأثير قابل ملاحظۀ اين فتوت نامه بر فتوت نامه هاي دورۀ بعدي است. با توجه به توضيحاتي كه ارائه شده بيشترين تأثير را بر فتوت نامة نجم الدين زركوب گذاشته است، چنانکه زرکوب در بحث فتوت سیفی، قولی و شربی بر پايه عناصر روايي و تاريخی فتوت نامة قريب به استكمال اين بحث پرداخته و آنرا به فتيان دوره حيات خود نيز منتسب كرده و براي هر كدام بويژه در باب نوع سراويل و شدّ تفصیلاتي افزوده است.(زرکوب، «فتوت نامه»، 1370، ص187-192)

همچنین در جای جای فتوت نامه هاي دوره صفوي مطالب و حكاياتي به چشم مي خورد كه جز در فتوت نامة قريب نيامده است و اين نشان مي دهد كه اين فتوت نامه يكي از مآخذ اصلي و مهم فتوت نامه هاي دوره تيموري و صفوي و حتي قاجاري بوده است.

نكته دیگر پاي بندي شديد نويسنده به مباني اعتقادي اهل سنت است و علي رغم اينكه محور اين فتوت نامه حكايات مربوط به امام علي (ع) است اما به هيچ وجه از چارچوب اعتقادي اهل سنت و جماعت خارج نشده و در ستايش امام علي به مرزهاي فتوت نامه هايي مانند فتوت نامة زركوب و تحفه الاخوان عبدالرزاق كاشاني نزديك نمي شود.

2. جایگاه امام علی در فتوت نامة قريب

در اين فتوت نامه ساختاري كه در بسياري از فتوت نامه ها دربارۀ شجره فتوت آمده كم و بيش تکرار مي شود، اما به لحاظ وجه نظر تاريخي نويسنده به نامهاي متعددي از پيامبران و فرزندان آنها تا رسيدن به پدران و اجداد پيامبر اسلام بر مي خوريم كه در فتوت نامه ها بي سابقه است.

وي بر آن است كه از ميان پیامبران فقط تعدادي توانستند لباس فتوت بر تن كنند كه عبارتند از آدم، شيث، نوح، ابراهيم، یوشع بن نون. سرانجام این لباس به اجداد پيامبر - قصي، عبدمناف، هاشم، عبدالمطلب –  و سرانجام به عبدالله و محمد (ص) رسيد كه محمد نيز آنرا به علي پوشانده و علي هم به سلمان. به اين ترتيب مي بينيم كه در اینجا نیز سه شخصيت محوري محمد ، علي و سلمان مطرح مي شود.(همان، ص100)

نويسنده با طرح داستانها و روايتهاي طولاني راجع به جنگهاي پيامبر و نقش خالدبن وليد و سلمان در آنها  بر آن است که در جنگ خيبر امام علي (ع) به خالدبن وليد و در جنگ حنين به سلمان لباس فتوت پوشانيد و صفوان بن اميه و ابودردا سومين و چهارمين كمر بستگان علي بن ابي طالب (ع) هستند.(همان، ص65-70)

در يكي از حكايت ها به واقعۀ كمك امام علي به فقير و نزول آيۀ «يطعمون الطعام علی حبِّه مسكيناً و يتيماً و اسيراً» اشاره و آنرا با نذر امام علي و فاطمه براي شفاي امام حسن و امام حسين از بيماري مرتبط کرده و به تفصيل به اين موضوع پرداخته است.(همان، ص62-63)

حكايت ديگري كه تنها در اين فتوت نامه آمده مربوط به ميهماني پيامبر و ابوبكر و عمر و عثمان در خانه امام علي و فاطمه است كه در آنجا پيامبر به امام علي خلعت فتوت مي پوشاند و مي فرمايد: «لافتي الا علي لاسيف الاذوالفقار». ‌حكايتي هم مربوط به مسلمان شدن كافري به دست علي (ع) به خاطر جوانمردي ايشان نقل شده است كه بر اساس آن امام علي (ع‌) با شربت آب و نمك نومسلمان را به لباس فتوت درآورد و ابودردا اعتراض كرد كه چرا به جاي شير از آب استفاده مي كند و امام استفاده از آب و نمک در جایی که شیر نباشد را جایز دانستند.(همان، ص63-64 و76) اين داستان در فتوت نامۀ زركوب هم آمده است.

حكايت ديگر مربوط به ميان بستن حضرت علي توسط پيامبر در واقعه حفر خندق گرد شهر  مدينه است كه پس از آن نيز به ميان بستن مسلمانان توسط ابوبكر اشاره دارد. همچنين طي حكايتي از جوانمردي امام حسن نيز ياد مي كند كه قاتل خود را از روي جوانمردي معرفي نمي كند كه اين حكايت در فتوت نامۀ شمس الدین آملی در «عرايس الفنون» نيز آمده است. در اين حكايت آمده است كه «چون امير المؤمنين حسن را ـ‌ رضي الله عنه ـ زهر دادند و جگر وي پاره پاره مي افتاد و برادرش حسین ـ رضي الله عنه ـ به بالين وي نشسته بود، گفت: اي جان برادر! ما را بگوي كه اين كار را به تو كه كرده است؟ تا سرِ وي از تن جدا كنم كه به خاندن رسول الله چنين خيانت روا داشت. گفت: يا حسين من دعوي فتوت مي كنم اگر بگويم، غمازي كرده باشم و آنگه از درجه فتوت بيفتم در وقت مرگ و فرداي قيامت در روي پدر وجد خود چون نگاه كنم؟ آنگه جان سپرد.» (همان، ص84-86)

در بحث مربوط به فتوت سيفي ، قولي و شربي نیز حكايات و اقوالي از امام علي و همچنين تفصيل بي سابقۀ داستان مواجهۀ پيامبر با ابوجهل در كودكي و كشتي با آن در نوجوانی و همچنين تفكيك سنت شرب خمر در فتوت ابوجهل از سنت شرب آب با نمك يا شير با نمك در فتوت پيامبر را نقل مي كند،(همان، ص72- 75) كه خلاصه اي از آن درفتوت نامة زركوب نيز آمده است.

در اين فتوت نامه حديثي نيز از ابوحنيفه نقل شده است و اشاراتی به خلفاي سه گانه که در مورد آنها نيز تكريم صورت گرفته است. همچنين براي امام علي نيز لقب يا درود مخصوص شيعيان نيامده است. حتي در يكي از فقرات اين فتوت نامه كه در آن اهل بدعت از آمدن در كسوت فتوت منع شده اند، نویسنده  منظور خود از اهل بدعت را مخالفان سنت و جماعت ذكر كرده است: «ششم مبدع بوَد و اعتقاد او كاعتقاد اهل سنت و جماعت نباشد، فتوت وي درست نبود.»‌(همان، ص89)

از این عبارت معلوم می شود که همۀ گروه های جوانمرد الزاماً گرایش های شیعی نداشته و بلکه در میان سنیان متعصب نیز گروه های فتوت وجود داشته اند. دوم اینکه این گروه ها نیز امام علی را به عنوان پیشوای فتوت پذیرفته و جایگاه ویژه ای برای وی قائل بوده اند.

امام علی در فتوت نامۀ زرکوب

 از جمله فتوت نامه هايي كه باید آن را نقطه تحوّلي به جانب افسانه پردازی و اسطوره سازی اهل فتوت دانست، فتوت نامة نجم الدين زركوب تبريزي است. نجم الدين آنچنان كه در فتوت نامه بيان مي كند از پيروان مكتب عرفانی شیخ شهاب الدين عمر سهروردي است. بنابر تاريخ سنگ قبر نجم الدين، وي در سال 712 وفات یافته است،(کربن،1363، ص59) پس مي توان گفت كه تأليف فتوت نامة وی با فتوت نامة منظوم ناصري تأليف 689 تقريبا هم زمان بوده است و در مواردي مانند توصيف فتوت قولي وسيفي با آن شباهت هایي دارد اما استبعادي ندارد كه اين فتوت نامه را به نوعي متحول تر از فتوت نامة ناصري به حساب آورديم از جمله اينكه وي در کنار اشاره به فتوت قولي و سيفي كه در فتوت نامۀ ناصري آمده به فوت شربی اشاره کرده و هر كدام را به تفصیل توضيح داده است.

وي در كتاب خويش خطابي منسوب به پيامبر مي آورد كه در پاسخ سؤالي از امام علي (ع) فرمود: «انت الفتي الاول من امتي». سپس در ادامه اين بحث به فتوت ابوبكر در غار و همچنين بخشش و سخاوت تمام اموالش به پيامبر اشاره دارد و امام علي را نيز به خاطر بخشش دارايي اش به فقير شايستۀ مقام سخاوت دانسته و معتقد است آيۀ «والذين ينفقون اموالهم باليل والنهار سراً وعلانيهً» در حق امام علي نازل شده است، همچنانكه «اميرالمؤمنين علي ـ‌كرم الله وجهه ـ با عيال سه شبانه روز بود كه افطار نكرده بودند، پنج قرص نان از جو پختند يكي اميرالمؤمنين را و يكی حسن را و يكی حسين را و يكي فاطمه را و يكی خدمتكار راـ رضوان الله عليهم اجمعين ـ حالي درويش بر در آمده اميرالمومنين آنِ خود بدان درويش داد. فاطمه نيز نصيب خود بداد، حسن و حسين نيز بدادند، خادمه نيز بداد.»(زرکوب،1370، ص180)

زركوب نيز همانند ناصر پيشگامان فتوت قولي را ابوبكر و امام علي(ع) مي داند بر اين اساس كه «از پيران ابوبكر صديق، از جوانان امير المؤمنين علي ـ رضی الله عنهما ـ و از زنان خديجه و از بندگان بلال حبشي.»

«همچنين فتوت سيفي ايشانند كه شمشير ايشان را در اسلام آورده باشد و مسلمان گشته و لذت اسلام يافته و خدمت اميرالمؤمنين ـ كرم الله وجهه ـ برفاقت اختيار كرده و ايشان اهل غزا باشند، در صورت با كافر غزا كنند و در معني با نفس خويش ... و طريقۀ اين، چنان است كه: حالي كه تربيه، نامِ صاحب اختيار كرد، به قول يا به نامِ او، شربت نمك آب خورد، شمشير بدو دهند؛ چنانكه پيغامبر ـ صلي الله عليه وسلم ـ كه ذوالفقار بدست امير المؤمنين علي داد ـ كرم الله وجهه.»(همان، ص189)

زركوب اهل فتوت شربی را كساني مي داند كه برخيزند و به نام صاحب شربت نمك بخورند، سپس اشاره مي كند كه پيامبر به ياران جوانمرد شير مي داد و امام علي آب نمك و وقتي به ايشان گفتند كه چرا بدعت مي نهي. فرمود كه تفاوت نكند، بدعتي حسن است؛ همه جاي شير حاصل نشود و مردم محروم مانند.»(همان، ص191)

در چند جاي ديگر از فتوت نامه به متابعت فتيان از پيامبر و امام علي و نسبت «قدح» و «شدّ» به ايشان نيز اشاره كرده و حديثي از امام حسن(ع) با لقب اميرالمؤمنين حسن بن امير المؤمنين علی مي آورد و به جوانمردي امام علي با ابن ملجم پيش از شهادت اشاره كرده كه فرمود: «ما بعد از گناه عفو كنيم نه پيش از گناه عقوبت.»(همان، ص221)

اما از همه جالب تر حديثي است كه از قول پيامبر دربارۀ سراویل نقل مي كند كه مي تواند نقطۀ اوج برساختن حديث در فتوت نامه ها و نشان دهنده ورود نوع خاصي از فتوت نامه نويسي باشد كه رفته رفته از جهت گيريهاي تاريخي خارج و به جانب افسانه سازي در حركت است امري كه به هيچ وجه در فتوت نامه هاي آغازين و حتي فتوت نامة ابن معمار سابقه ندارد، می نویسد: «اول كسي كه زير جامه پوشيد ابراهيم خليل بود ـ عليه السلام ـ و اول كسي كه مهماني كرد هم او بود. قال النبي ـ صلي الله عليه و سلم ـ «اوّل من اضاف الضيف ابراهيم و اوّل من لبس السراويل ابراهيم» و گفته اند: «لافتي الاّ بسراويل» يعني نیست جوانمردي الا به شلوار.»

به نظر مي رسد خود زركوب هم به بي اعتباري این عبارت واقف بوده است، زيرا مجبور مي شود در توجيه عبارت آخر يعني «نيست جوانمردي الا به شلوار» دست به تأويل زده و اضافه كند «معنيش آن باشد كه امانت شلوار نگه دارند تا به حرام نگشايند.»(همان، ص196)

به هر حال آوردن چنين مطلبي در واقع شاهد مثالي است بر تغيير جهت فتوت نامه ها در اين دوران كه نقطه شروعي براي ده ها فتوت نامه اي است كه در سده هاي دهم تا سيزدهم هجري در ايران و عثمانی نوشته شد كه به كلي با ميراث گذشته اش هم به جهت ادبي و هم به جهت آييني متفاوت بود.

فتوت نامه هاي آملي و همداني

پيش از پرداختن به تحفه الاخوان به دو فتوت نامة ديگر اشاره مي شود كه به لحاظ زماني بعد از فتوت نامة عبدالرزاق قرار دارد. يكي از آنها در واقع «فصل پنجم از علوم متصوفه(علم فتوت)» كتاب «‌نفايس الفنون في عرايس العيون» از شمس الدين محمد بن محمود آملی(متوفاي753) است كه به لحاظ تأليفي چندان اصالتي ندارد و بخش عمده و اساسي آن بازنويسي از فتوت نامۀ ابن معمار و عبدالرزاق كاشاني است. در اين فتوت نامه نيز همانند تحفه الاخوان به قطبيّت امام علي و خاتميّت مهدي اشاره شده و از حكايات آن كتاب نيز مطالبي به عينه نقل شده است.(آملی،1381، جزء دوم، ص113 به بعد) ضمن آنكه در اين فتوت نامه بیست و پنج اصطلاح از اصلاحات فتوت آمده است و از جهت در برداشتن اين اصطلاحات اهميت دارد.(همان، ص 122 به بعد)

فتوت نامة ديگر توسط ميرسيدعلي همداني(714-786) از مشايخ كبرويه تأليف شده است. اين فتوت نامه اصيل و دربردارندة نكات ظريف و عميقي است، اما در آن كمتر به اسطوره و آيين هاي فتوت توجه شده است. در اين فتوت نامه گرچه گرايش هاي شيعي به چشم نمي خورد و اهلبيت و صحابه پيامبر در كنار هم تكريم شده اند،(همداني،1382، ص155و198) اما تصريح شده است كه پيامبر طريقت و فتوت را به امام علي مخصوص گردانيد، از اين رو سلسلة طريقت و فتوت را بايد از طريق ايشان به پيامبر رساند،(همان، ص156) زيرا امام منبعِ چشمة فتوت و معدن جود و مروت است،(همان، ص165) بر اين اساس شخص همداني نيز نسبت فتوت خود را از طريق مشايخ صوفيه و با واسطة كميل بن زياد به امام علي مي رساند.(همان، ص190-196)

گرایش های شیعی در «تحفة الاخوان» و«فتوت نامۀ» کاشانی

عبدالرزاق كاشاني(متوفاي736) تقريبا يك قرن بعد از ابن معمار و سهروردي دو فتوت نامه تاليف كرد؛ يكي از آنها به عربي با عنوان «تحفة الاخوان في خصايص الفتيان» و فتوت نامة ديگری به فارسي كه در واقع ترجمه و صورت ايراني تحفه الاخوان است.

دربارۀ شخصيت عبدالرزاق بايد گفت كه وي بزرگترين مروّج مكتب عرفان نظری ابن عربی در ايران و از طرفي به لحاظ عملی وابسته به طريقۀ سهروردی است. با اين اوصاف گرايش هاي شديد شيعي او برخي از محققان را بر آن داشته تا او را شيعه امامي بدانند. گرچه اين امر با اسناد خرقۀ او ناسازگار است،(زرين كوب، 1369، ص132) ولي جهت گيريهاي او گاهي از حد تشيّع محبّانه فراتر و به تشيع اعتقادي نزديك مي شود، از جمله آنچه كه دربارۀ امام دوازدهم شيعيان حضرت مهدي(ع) در فتوت نامه بيان داشته است.

البته نبايد از نظر دور داشت كه قرن هشتم كه عبدالرزاق و نجم الدين زركوب در آن دست به تأليف فتوت نامه زده اند به طور كلي دوره اي است كه ما در تصوف شاهد گرايش هاي بي سابقه شيعي هستيم كه هم در آثار صوفيه و هم در گرايش ها و فرقه هاي تصوّف به چشم مي خورد. اين تحول زمينه سياسي و فرهنگي اتفاقاتي است كه در عصر صفوي به وقوع پیوست؛ نتیجۀ فرهنگی آن به طور عمده شامل ظهور عرفای متأله دورۀ صفوي مانند ميرداماد، ملاصدرا، فيض كاشاني و فياض لاهيجي و تغيير گرايش اعتقادي برخی از سلسله هاي تصوف مانند نعمت الهیه، ذهبیه از مذهب سنّت و به مکتب تشیّع است و نتيجۀ سياسي آن پايه گذاري حكومت صوفيان صفوي با گرايش تشیّع غالي است.

فتوت نامۀ عبدالرزاق که در جاي جاي آن احاديث و اشارات و حكاياتي مربوط به امام علي(ع) آمده است، از چند جهت نقطه عطف در فتوت نامه هاست؛ اول اينكه منسجم ترين فتوت نامة صوفيانه است که در اين دوره نوشته شد و اين امر مربوط به توانايي علمي عبدالرزاق است كه از سرامدان تصوف علمی سدۀ هشتم است. دوم اينكه وی سعي دارد با ظرافت گرايش هاي شيعي فتوت نامه هاي قبلي را به مباحث اعتقادي شيعه بكشاند، و از همه مهمتر اينكه عبدالرزاق براي اولين بار به طور جسارت آميزي داستان چشم بستن امام علي(ع) در بازديد از خانۀ متهمان كه در فتوت نامه سهروردي آمده است را با آیین شرب آب و نمك جوانمردان در فتوت نامة ابن معمار تلفيق كرده و اين مراسم را به سنت پيامبر و امام علي مربوط ساخته است. اين در حالي است كه اين مراسم در فتوت نامۀ ابن معمار هيچ ارتباطي با امام علي ندارد.(ابن معمار،1957، ص214) از طرفي همانطور كه پيشتر ملاحظه شد سهروردي نيز كه براي اولين بار اين داستان را در فتوت نامه آورده اشاره اي به مراسم شرب آب و نمك نمي كند.

در واقع ابن معمار در كتاب الفتوه خويش هيچ يك از آيين های جوانمردان كه در سنت هاي جوانمردان و عياران دوره خود معمول بوده است را با روايات مأخوذ از پيامبر(ص) و علي(ع) نياميخته و هر كدام از اين مباحث را جداگانه طرح كرده و در اين كار امانت داري نموده است. حكاياتي نیز كه وی از پيامبر و امام علي(ع) در كتاب خود آورده است به نوعي يادآوري و آموزش به اهل فتوت است كه بايد امام علي(ع) و پيامبران را الگو و سرمشق خود قرار دهند و از اينرو داستان سرايي هاي معمول در فتوت نامه هاي بعدي به ويژه آنگونه كه در فتوت نامه هاي نجم الدين زركوب و عبدالرزاق آمده است در كتاب الفتوه ابن معمارجايي ندارد.

بنابر اين منشأ باورهاي شيعي كه در دوره هاي بعدي بعد آييني پيچيده اي به خود گرفته را بايد در فتوت نامة عبدالرزاق كاشاني جستجو كرد. طرح اين عقايد توسط عبدالرزاق در قرن نهم در فتوت نامۀ سلطاني به اوج مي رسد رسيده و در برخي فتوت نامه هاي دوره صفوي از حد و حدود متعارف فراتر گذاشته و شكل مبالغه آميز و عوامانه اي به خود مي گيرد.

حكايت شرب آب و نمكِ عبدالرزاق در ضمن از عنصر شيعي ديگر نيز خالي نيست و آن حضور سلمان فارسي در اين واقعه است كه صبغه شيعي و ايراني حكايت را كامل مي كند خط سيري كه البته از دورۀ ابن معمار در سلسله فتوت مشاهده مي شد. عبدالرزاق حكايت معروف مربوط به امام علي(ع) را اينگونه با آيين شرب اهل فتوت تلفيق ميكند: «در خبر است كه پيغامبرـ عليه الصلواه و السلام ـ روزي با جمعي نشسته بود، شخصی درآمد و گفت يا رسول الله در فلان خانه مردي و زنی به فساد مشغولند. فرمودند ايشان را طلب بايد داشت و تفحص كردن. چند كسي از صحابه در احضار ايشان دستوري خواستند، هيچيك را اجازت نداد. امير المؤمنين علي - عليه السلام ـ درآمده فرمود يا علي تو برو ببين تا اين حال راست است يا نه؟

اميرالمؤمنين علي بيامد، چون به در خانه رسيد، چشم بر هم نهاد و در اندرون رفت و دست بر ديوار مي كشيد تا گرد خانه برگرديد و بيرون آمد. چون پيش پيغامبر رسيد گفت يا رسول الله گرد آن خانه بر آمدم هيچكس را در آنجا نديدم. پيغامبر ـ عليه الصلواه و السلام ـ به نور نبوت بيافت. فرمود كه يا علي «‌انت فتي هذه الامه» تو جوانمرد اين امتي. بعد از آن قدحي آب و قدري نمك خواست، سلمان فارسي آنرا حاضر كرد. رسول ـ‌ عليه الصلواه و السلام ـ كفي نمك برداشت و گفت: «هذه الطريقه» و در وی افكند و كفي ديگر برداشت و گفت: «هذه الحقيقه» و درو انداخت و به علي داد تا قدري باز خورد و گفت: «انت رفيقي و اَنا رفيق جبرئيل و جبرئيل رفیق الله تعالي.» و بعد از آن سلمان را فرمود تا رفيق علي شد و قدح از دست او باز خورد و خذيفه را فرمود تا رفيق سلمان شد و قدح از دست سلمان باز خورد. بعد از آن زير جامه خود بر علي پوشاند و ميان او در بست و فرمود كه «اکملك يا علي»، يعني تو را تكميل مي كنم، و مأخذ و اصل اين طريقت اين حديث است.»(کاشانی،1369، ص230-231)

به جز مواردي که يادآوري شد نكتة ديگر اين حكايت نفي ديگر صحابه است كه قصد داشتند تا از اين خانه ديدن كنند اما پيامبر كسي را جز امام علي واجد شرايط نمي دانستند. نكته ديگر در اين باره اين است كه علي رغم همۀ فتوت نامه هاي پيشين كه در آن به نوعي از برخي خلفا ياد شده بود و يا در كنار سلام بر پيامبر و آلش بر صحابه نيز درود نثار شده بود در فتوت نامة عبدالرزاق نامي از خلفاي سه گانه(ابوبكر، عمر و عثمان) نيامده است.(مقایسه شود با ؛ گولپینارلی،1379، ص28) همچنين در كنار سلام بر پيامبر بدون اشاره به صحابه فقط به آل پيامبر درود نثار شده است. این خود نشان از گرایش نسبتاً تند شيعي است كه در شیوۀ فتوت نامه نویسی آن دوران معمول نبوده است. به جز اينكه يك جا در درآمد متن فارسي بر پیامبر و اصحاب او خصوصاً سرور فتيان كريم هر دو جهان اسدالله غالب علي بن ابيطالب- عليه السلام- درود فرستاده كه دليل آن ذكر خواهد شد. پيش از پرداختن به نكتۀ مهم و جالبي دربارۀ فتوت ابراهيم و امام علي كه در بردارندۀ امر بديعي در فتوت نامه هاست و نشان از گرايش عرفاني و شيعي عبدالرزاق و يادآور مفهوم ولايت و مظهریت مطلقه و مقيده آن در مكتب ابن عربي است، به جايگاه ائمه شيعه در اين فتوت نامه اشاره مي كنيم.

اکنون به مقایسۀ فتوت امام علی(ع) و ابراهیم(ع) می پردازیم که در آن گرایش های اعتقادی کاشانی به جانب تشیع اعتقادی معلوم می شود. در عین حال متن تحفة الاخوان را با فتوت نامۀ فارسی کاشانی مقایسه و سانسور ناشیانۀ آنرا نشان می دهیم.

عبدالرزاق درتحفه الاخوان ابتدا از جوانمردي اصحاب كهف ياد كرده  و سپس از حضرت ابراهيم به عنوان منبع، مظهر فتوت باطني و ظاهري مؤسس قواعد فتوت ياد مي كند و از جمله دلايل اين امر را تجرد ابراهيم از دنيا، پدر و قومش، هجرت و صبر بر ذبح اسماعيل و شجاعت وي در شكستن بت ها می داند.(همان، ص 50)

اما در مقابل قطب فتوت را علي بن ابيطالب مي داند و در اين باره به زهد و ورع و شجاعت امام و بخشيدن طعام در سه روز متوالي به مسكين و يتيم و اسير و به ويژه بذل جان هنگام خواب در خوابگاه پيامبر موقع خروج ايشان از مكه و محاربه با دشمنان می داند. برای همین دربارۀ امام علی جبرئیل ندا داد: «لافتي الا علي.»(همان، ص51)

وی در مقايسة جالبي نسبت فتوت ابراهيم(ع) به امام علي را نسبت ذبح فرزند و ذبح نفس مي داند كه البته دومي مقام بالاتري است و سپس از نقطه، قطب و خاتم نبوت سخن می گوید كه به ترتيب ازآن آدم(ع)، ابراهيم(ع)، و حضرت پيامبر(ص) است. بر اين اساس براي فتوت هم نسبتی اين چنين مطرح مي كند كه در آن  گرايش شيعي و عرفاني وي آشكار مي شود، وی ضمن برتر نهادن ولي بر نبي و به تبع آن امام علي(ع) بر ابراهيم، مهدي صاحب زمان(ع) را به عنوان خاتم فتوت معرفی می کند. وي نقطۀ فتوت را ابراهيم، قطب فتوت را امام علي و خاتم فتوت را مهدي (ع) مي داند كه امري بي سابقه و به سختي متأثر از اعتقادت شيعه در امر ولايت است. عبارت كاشانی را در اين باره نقل و آنرا با فتوت نامۀ فارسي وي مقايسه مي كنيم: «فنسبة فتوة ابراهيم عليه السلام الي فتوة علي عليه السلام نسبه ذبح الولد الي فدي النفس و يختمها خاتم الولايه اعني المهدي في آخر الزمان- صلوات الله عليه- كما انًّ اول نقطه النبوة هو آدم صفي الله- عليه السلام- و قطبها ابراهيم خليل الله- عليه السلام. المأمور باتباعه فيها و خاتمها محمد حبيب الله- صلي الله عليه آله. فنسبة فتوة اميرالمؤمنين- عليه السلام- الي فتوة ابراهيم- صلوات لله عليه- كنسبة نبوتة الي نبوة آدم- صلوات الرحمن عليه.»(همان، ص51)

سانسور عبارات تحفه لاخوان در ترجمة فارسي و حذف عقايد شيعي در ترجمه

چنانكه از متن پيداست به صراحت از خاتميتِ فتوه و ولايت مهدي بحث شده است. اما در متن فارسي بخشي از عبارت حذف شده است، يعني آن بخش شيعيانه مطلب كه به برتري مقام فتوت امام علي (ع) بر حضرت ابراهيم تصريح و از حضرت مهدي (عج) به عنوان خاتم ولايت و خاتم نبوت ياد شده است. در واقع ترجمه عبارت «فنسبة فتوة ابراهيم- عليه السلام- الي فتوة علي- عليه السلام- نسبة ذبح الولد الي فدي النفس و يختمها خاتم الولايه» حذف شده و تنها عبارت «در آخر زمان اعني مهدي عليه السلام» به عبارت جملات پيشين اضافه شده كه کاملاً بي معناست و از حذف عجولانه آن خبر مي دهد. عبارت فتوت نامة فارسي اینگونه است: «امام علي به صفت «لافتي الا علي» در ميان خاص و عام مشهور شد در آخر زمان اعني مهدي- عليه السلام. چنانكه نقطه اول نبوت آدم است و قطب آن ابراهيم و خاتم آن محمد- عليهم الصلوه و السلام.»(همان، ص229)

در مقايسة اينگونه عبارات در متن تحفه الاخوان في خصايص الفتيان  و ترجمه فارسي آن كه به عنوان فتوت نامة فارسي از آن ياد مي كنيم نكتة ظريفي به چشم مي خورد و آن اينكه عبدالرزاق در متن عربي در نشان دادن گرايش شيعي خود آزادي عمل بيشتري داشته در حالي كه در ترجمه فارسي آن دچار خود سانسوري شده است. اين امر نشان مي دهد كه در محيط اجتماعي ایران در دورة عبدالرزاق هنوز مجال ظهور انديشة اعتقادي شيعه به طور صریح وجود نداشته است.

شاهد ديگر اين مدعا آن است كه عبدالرزاق به طور عمومي در تحفه الاخوان بعد از نام پيامبر بر وي و آلش درود مي فرستد اما در ترجمة فارسي در مقابل نام حضرت پيامبر «عليه السلام» و يا «عليه الصلوه والسلام» مي آورد. اين در حالي است كه تقريباً عبارات و فصول و جملات و احاديثي كه در دو كتاب نقل مي كند يكي است. تنها جايي از ترجمه هم كه بر پيامبر و آلش درود مي فرستد در مقدمۀ فتوت نامۀ فارسی است، اما در آنجا نيز خلاف رسم شيعه بر صحابه هم درود نثار شده است، اين در حالي است كه در متن تحفة الاخوان درود بر صحابه نیامده است.(کاشانی، ص222و46)

مورد ديگر در مقايسة باب توبة تحفه الاخوان با همان باب در فتوت نامة فارسي قابل مشاهده است. به اين ترتيب كه همۀ عبارات و احاديث باب توبة ترجمة فارسي همانند متن تحفه الاخوان است اما روايتي كه از امام سجاد(ع) دربارۀ توبه آمده و عبارتي كوتاه است حذف شده است. اين در حالي است كه در متن تحفه الاخوان القابي كه براي امام سجاد آمده است صبغة شيعي قابل ملاحظه اي به خود گرفته تا منويات نويسنده در آن آشکار شود. در واقع عبدالرزاق با آوردن عبارت «الامام المعصوم» براي امام سجاد بر عصمت امام به عنوان اعتقادي شيعي تأکید دارد، عبارت اين است: «و قال الامام المعصوم زين العابدين علي بن الحسين عليهما السلام: «ليست التوبة با لكلام و لکن بالعمل و الرجوع من الذنب.»(همان، ص56) جالب اينكه در فتوت نامة فارسي در باب سخای امام حسين و امام حسن مطلبی نقل شده كه در تحفه الاخوان نيامده است، اما محتواي اين خبر با مباني اعتقادي شيعه امامي سازگاري چنداني ندارد.(همان، ص242)

مقايسة اين دو فتوت نامه نشان مي دهد كه عبدالرزاق در نوشتن تحفه الاخون كه به عربي تأليف شده است مجال بيشتري براي اظهار عقايد خود داشته است، گويا زبان عربي كه زبان علمي آن دوران است كمتر نويسنده را در معرض اتهامات عوامانه قرار مي داده است، زيرا در برگردان فارسي كه براي استفادة غير عالمان تدوين شده است، عباراتي كه به صراحت بيانگر عقايد خاص شيعه است حذف شده است. اين امر نشان مي دهد كه در اواسط دورة ايلخاني نيز هنوز عقايدة شيعه در ايران عموميت نداشته است.

اما قدر مسلم اين است كه عبدالرزاق در نوشتن تحفه الاخوان به شكل صريحي عقايد شيعي خود را بروز داده است و از اين جهت بايد وي را در كنار چهره هايي از اين دوران مانند سعدالدين حمويه قرار داد و طرح جديدي از تشيع را در نزد آنان جستجو كرد. اما اين گرايش را نمي توان صرفا تشيع محبّانه نام نهاد، چون عقايد اينگونه عارفان به تشيع اعتقادي اماميه بسيار نزديك شده است.

جمع بندي

با مرور كلي اين مقاله در مي يابيم كه به اقتضاي شرايط اجتماعي و ديني حوزة فرهنگي اسلام رفته رفته امام علي در فتوت نامه ها نقش محوري پيدا كرده و بسياري از سنت هاي جوانمردان كه احتمالا ريشه در فرهنگ ايراني و اسلامي داشته است به ايشان منسوب شده است. زيرا امام به جز اينكه جانشين پيامبر و پيشواي معنوي وباطني جامعه اسلامي بوده است در زندگي روزمره نيز ويژگي هاي يك جوانمرد را دارا بوده است. بهره مندي از فضايل اخلاقي و روحية حق طلبي و ضعيف نوازي و ايثار، در كنار دليري و پهلواني كه جوانمردان به آن مباهات داشتند به نحو كامل در امام تجلي داشته است. اما ما شاهد هستيم كه در فتوت نامه هاي متأخر گذشته از اسطوره پردازي شخصيت امام، آرام آرام عقايد شيعي نيز مطرح مي شود كه اوج آن را در رسالة تحفه الاخوان قابل ملاحظه است.

 بايد افزود كه اين فتوت نامه در مقايسه با فتوت نامه هاي بعدي مانند فتوت نامه سلطاني از دوره تيموري و ده ها فتوت نامه بعد از آن به مثابه گام آغازين براي طرح عقايد شيعي در اينگونه آثار است. در واقع فتوت نامه ها همنوا با جريان هاي فكري، اجتماعي و سياسي دوران ايلخاني تيموري و صفوي از تفكر سنت و جماعت به جانب شيعة امامي متحول شده اند.

 

منابع و مآخذ

آملی، شمس الدین محمد بن محمود، نفایس الفنون فی عرایس العیون، تصحیح ابراهیم میانجی، تهران، اسلامیه،1381

ابن بطوطه، سفرنامه، ترجمه محمدعلی موحد، تهران، علمی وفرهنگی،1361.

ابن معمار، محمدبن ابوالمكارم، كتاب الفتوت، مقدمه و تحقيق مصطفي جواد، بغداد، مكتب المثني، 1957ميلادي.

چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، مهران افشاری؛ مهدی مداینی، تهران، چشمه، اوّل،1384.

رسایل جوانمردان، تصحیح مرتضی صرّاف، تهران، انجمن ایران شناسی ایران و فرانسه و انتشارات معین، دوم،1370.

 ریاض، محمد، فتوت نامه(تاریخ، آداب و رسوم)، به انضمام رسالۀ فتوتیه میرسیدعلی همدانی، تهران، اساطیر، اول، 1382.

زرکوب، نجم الدین، «فتوت نامه»، در رسایل جوانمردان؛

       زرين كوب، عبدالحسين، جستجو درتصوف ایران،  تهران،  امیر کبیر، 1367.

       همو، دنبالة جستجو در تصوف ايران، تهران، اميركبير، 1369.

سهروردی، شهاب الدین «فتوت نامه»، رسایل جوانمردان؛

همو، «فتوت نامۀ دوم»، رسایل جوانمردان؛

سلمی، ابوعبدالرحمن، مجموعۀ آثار، گردآوری نصرالله پورجوادی،  تهران مرکز نشر دانشگاهی، 1372.

همو، قلندریه در تاریخ(دگردیسیهای یک ایدئولوژی)، تهران، سخن،اول، 1386.

عفیفی، ابوالعلاء، ملامتیه، صوفیه و فتوت، ترجمه نصرت الله فروهر، تهران، الهام، 1376.

     کاشانی، عبدالرزاق، تحفه الاخوان فی خصایص الفتیان، تصحیح سید محمد دامادی، تهران، علمی و                     فرهنگی، اوّل، 1369.

كاشفي، حسين، فتوت نامۀ سلطانی، به اهتمام محمد جعفر محجوب، تهران، بنیاد فرهنگ ایران،1350.

شفيعي كدكني، محمدرضا، قلندريه در تاريخ(دگرديسي هاي يك ايدئولوژي)، تهران، سخن، 1386.   

کربن، هانری، آیین جوانمردی ، ترجمه احسان نراقی، تهران، نشر نو، 1363.

کیکاووس بن اسکندر، قابوس نامه، تحقیق غلامحسین یوسفی، تهران، علمی و فرهنگی، سوم، 1364.

گولپینارلی، عبدالباقی، فتوت در کشورهای اسلامی، ترجمه توفیق هـ.سبحانی، تهران، روزنه، 1379.

ناصری، ناصرالدین خسرو، «فتوت نامة منظوم»، در گولپینارلی، فتوت در کشورهای اسلامی؛

همدانی، میرسیدعلی، «رسالۀ فتوتیه»، در ریاض، محمد، فتوت نامه(تاریخ، آداب و رسوم)؛